
چرت و زرت و پرت خوابیده در گوشه ی خانه ی شمایا خوابیده در خانه ای گوشه ی من گوش فرا داده ام اینبار به او که نیست نیست را او ولی هم اکنون نیست مرا کودکی آغشته به قشنگ ترین خشت سیر باش و سیر جاش ولی همواره در کاشت خطای آخر را کرده ایم و اشک میریزیم خار و خوار و خواهر خمیر و نان و آرد و گل گوهر سیرجان و آن کره خر تر شده این باران از اشک های او من همواره میبارم وتو همواره میخواری میخوری خارم را و میمالی پایه اش را خواهرم را سلام میکنم هر شب شیش کش شیشه ی تاریک ساده از من بطلب این قصه ی خوب من را قضی...
ادامه مطلب