خوابیده در گوشه ی خانه ی شما
یا خوابیده در خانه ای گوشه ی من
گوش فرا داده ام اینبار به او که نیست
نیست را او ولی هم اکنون نیست مرا
کودکی آغشته به قشنگ ترین خشت
سیر باش و سیر جاش ولی همواره در کاشت
خطای آخر را کرده ایم و اشک میریزیم
خار و خوار و خواهر
خمیر و نان و آرد و گل گوهر سیرجان و آن کره خر
تر شده این باران از اشک های او
من همواره میبارم وتو همواره میخواری
میخوری خارم را و میمالی پایه اش را
خواهرم را سلام میکنم هر شب
شیش کش شیشه ی تاریک ساده از من بطلب
این قصه ی خوب من را
قضیه های جدید دنیا مرا میخنداند
ای تاریکی سلام باز آغوشم باز است
مرا پذیرفت اویی که میپذیرفت تورا
هیس عشق را عشق غرق کرد
طغظ=xYz
@xyzfactism
وبلاگی برای تو(نترس با همیم وحلش میکنیم)...